مقاله ها
IMAGE برای تربیت همه بچه های جهان، در خانه تئاتر اجرا کنیم/دکتر حسن دولت آبادی
مقدمه: بچه‌ها همچون ساز هستند و برای شنیدن صدای خوش اين ساز باید کوکشان کنیم....
IMAGE نقش اساطیر و ادبیات کلاسیک در نمایش خلاق/دکتر اکرم قاسمپور
اکرم قاسمپور، استاد دانشگاه و پژوهشگر، طی تالیف یک مقاله به بررسی «نقش اساطیر و...
گزارش ها و یادداشت ها
IMAGE پدر خیمه شب‌ بازی معاصر ایران کیست؟
نمایش‌های خیمه شب‌بازی در نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی مورد استقبال...
IMAGE جشن ۱۰۰ سالگی تئاتر و بزرگداشت مرحوم «جبار باغچه‌بان» برگزار شد
یک کارگردان و نمایشنامه‌نویس خواستار نامگذاری تالار هنر به عنوان تالار تئاتر...
IMAGE گزارش اولین دوره پروژه نسل بعدی اسیتژ پاکستان 2018
 اولین دوره پروژه نسل بعدی اسیتژ پاکستان به منظور متحد ساختن هنرمندان جوان از...

 

با حضور اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر؛

نمایش عروسکی «کچل کفترباز» اثر آزاده انصاری درنشستی با حضور کارشناسان و اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر ایران نقد و بررسی شد.

 به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در این نشست که در مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برپا شد، رضا آشفته و شهرام خرازی‌ها کارشناسان کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در حضور کارگردان به بررسی و نقد این نمایش از نظر محتوی و شیوه‌ی اجرا پرداختند.

بر اساس این گزارش در این نشست ابتدا آزاده انصاری کارگردان نمایش کچل کفترباز به بیان چرایی انتخاب این قصه پرداخت و گفت: افسانه‌ها ظرفیت بالایی برای نمایش عروسکی‌شدن دارد و یکی از دلایل انتخاب این داستان برای تئاتر، فضای جادویی و رمزگونه قصه بود که به دنیای کودکی بسیار نزدیک است و دیگر این‌که افسانه‌ها به هنرمند، راه‌کار می‌دهد.

وی با اشاره به این‌که این نمایش اقتباسی از داستان کچل کفترباز لیسا جمیله است، افزود: همواره در نمایش‌هایی که تولید و اجرا کرده‌ام فضای قصه، تصویرسازی‌ها و… برایم مهم بوده است.

انصاری هم‌چنین خاطرنشان کرد: جلب توجه  و متمرکز کردن کودکان امروز کار دشواری است اما در تئاتر «کچل کفترباز» تلاش کردیم با درون مایه شاد و موزیکال و حرکت‌های موزون، بچه‌ها را با نمایش همراه کنیم.

شهرام خرازی‌ها عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در ادامه گفت: متن قصه‌ی کچل‌ کفترباز، ویژه است و تبدیل آن به تئاتر کار سختی است چون در مواقعی بازیگر باید غیب شود و این کار در سینما آسان است اما در تئاتر کار دشواری است که در این نمایش با خلاقیت این کار انجام شد.

خرازی‌ها افزود: شاید اگر اصل داستان صمد بهرنگی به نمایش تبدیل می‌شد، قصه جالب‌تر و قابل قبول‌تر به سرانجام می‌رسید.

وی بازیگران این نمایش را بسیار مسلط به نقش‌ها عنوان کرد و یادآور شد بازیگران این نمایش به خوبی هم‌زمان بازی‌گری و صداپیشگی و عروسک‌گردانی را با هم انجام دادند که کار بسیار سختی است.

عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران درعین‌حال عروسک‌های این نمایش را از نظر شکل و اندازه مناسب ندانست و خاطرنشان کرد زیبایی عروسک‌ها باعث هم‌زادپنداری بهتر بچه‌ها با آن می‌شود و ابعاد بزرگ‌تر عروسک هم در چنین نمایش‌هایی باعث می‌شود تماشاگر حرکت‌ها را بهتر ببیند.

وی استفاده از رنگ‌های شاد برای دکور نمایش را خوب ارزیابی کرد و تنوع در ماکت‌ها و عروسک‌های رومیزی را نیز  جذاب دانست.

رضا آشفته دیگر عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران نیز از کارگردان و بازیگران نمایش کچل کفترباز به خاطر تولید این اثر برای کودکان قدردانی کرد و گفت: مسیر اجرا در این نمایش چندگانه بود چون هم بازیگر هم حرکت موزون، هم آواز داشت و دیدیم بچه‌ها این گونه نمایش را دوست دارند و با آن همراه می‌شوند.

وی ادامه داد امروزه کودکان در اسارت آپارتمان‌ها فرصت کودکی‌کردن ندارند و نمی‌توانند رویاپردازی کنند و فکر و استعدادشان را به‌خوبی پرورش دهند، بنابراین این گونه نمایش‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا بخشی از کمبودشان جبران شود.

آشفته با اشاره به این‌که بچه‌ها جهان را با فانتزی‌ها، رنگ‌ها و بازی‌ها و... می‌فهمند اضافه کرد بازی، آغاز فهمیدن بچه‌هاست و دنیای کودکی دنیای بازی طنز، شوق و شادی است و بسیاری از مباحث تربیتی را می‌توان با بازی به بچه‌ها آموخت.

کارگردان نمایش «از کجا اومدیم؟» معتقد است موضوع این نمایش یکی از مهمترین سؤالات کودکان است که در تئاتر به آن پرداخته شده است.

محمد عاقبتی کارگردان تئاتر که این روزها نمایش «از کجا اومدیم؟» را با بازی الکا هدایت و محمدهادی عطایی در تالار هنر اجرا می‌کند، درباره ایده شکل گیری این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: بعد از اجرای نمایش «ماهی سیاه کوچولو» تصمیم گرفتم کار دیگری برای گروه سنی کودک تولید و اجرا کنم و برایم خیلی مهم بود که در کنار جنبه سرگرمی اثر، موضوعات جدی تری را که کودکان به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند، مدنظر قرار دهم.

وی ادامه داد: با انجمن «راه» آشنا بودم و قرار شد موضوعاتی را که روی آن‌ها کار می‌کنند، برای تولید یک تئاتر مدنظر قرار دهم ولی به مرور که با بچه‌ها صحبت می‌کردم متوجه این سؤال آن‌ها که ما از کجا اومدیم، شدم و دیدم که در تئاتر به آن پرداخته نشده است. با مهدی چاکری این موضوع را در میان گذاشتم و متن «از کجا اومدیم؟» نوشته شد. این نمایش اثری دوگانه است که هم وجه سرگرم کنندگی برای کودک دارد و ذائقه او را برای دیدن تحریک می‌کند و در عین حال جوابی است به یکی از مهمترین سؤال‌های او.

این کارگردان تئاتر با اشاره به اینکه نگارش نمایشنامه از حدود ۱۱ ماه پیش شروع شد، اظهار کرد: چندین بار نمایشنامه بازنویسی شد تا به نسخه‌ای رسیدم که تمرین نمایش را شروع کنیم.

عاقبتی درباره مشاوره هایی که برای نگارش و تولید نمایش «از کجا اومدیم؟» انجام شده، توضیح داد: چند گروه متخصص با ما همراه بودند و با آن‌ها مشورت می‌کردیم، حتی در سفرهایی که داشتم از دوستان همکارم که تجربه بیشتری در فعالیت تئاتر برای کودکان و نوجوانان داشتند هم مشورت می‌گرفتم.

وی درباره بازخورد مخاطب و به ویژه کودکان نسبت به نمایش «از کجا اومدیم؟» یادآور شد: بازخوردهای خیلی جالبی دریافت می‌کنیم. مدل برخورد با موضوعات تولد و اینکه ما از کجا آمده ایم، نسبت به سال‌های قبل و نسل خودمان خیلی فرق کرده است. ما این نمایش را برای گروه سنی کودکان در نظر گرفته ایم و وقتی آن‌ها به تماشای اثر می‌نشینند واکنش‌های جالبی نشان می‌دهند.

این کارگردان و هنرمند تئاتر درباره وضعیت تئاتر کودک و نوجوان در جامعه ما، تأکید کرد: متأسفانه خیلی تئاتر کودک و نوجوان در جامعه ما مهجور مانده است و از اهمیت پایین تری نسبت به تئاتر بزرگسال برخوردار است. البته خانواده‌ها تئاتر کودک و نوجوان را جدی می‌گیرند ولی مدیران و مسئولان و ارگان‌های خصوصی هستند که باید به این تئاتر نگاه جدی داشته باشند.

عاشقی کردن یا به لطافت انسان رسیدن

رضا آشفته

 

شبیخون زد بجانم لشکر عشق
بدیدم ساقی ای با ساغر عشق
روان شد نامه بر نام سیاه موی
نویسم روز و شب من دفتر عشق

 

آنچه در هنرهای نمایشی از کشور افغانستان می بینیم به دلیل تجربۀ چهل سال جنگ، دربه‌دری و آوارگی و تروریسم و خشونت می تواند بسیار زیبا تلقی شود چون در آن شرایط ضد فرهنگی انجام هر نوع کار هنری می‌تواند گویای آن شرایط تحمیلی ضد بشری باشد.

این بار نیز نمایش عروسکی «سیه موی و جلالی» که اثری رمانتیک و عاشقانه است که با شیوۀ عروسکی ماریونت (نخی اروپایی) و اپرایی (آوازی و موسیقایی) اجرا می شود؛ می‌تواند گویای توان در خور تاملی باشد که با همۀ کاستی ها باز هم بسیار زیباست که در حد و توان خود می تواند هم ما را متوجۀ یک داستان عاشقانه گرداند و هم این حس و حال ناب انسانی را که سبب دوری از خشونت و خوی ددمنشانه است، در ما تقویت کند که همواره انسان بمانیم. این گروه نیز از ولایت غور می آیند که نزدیک به هرات و بلخ و بادغیس است و اینجا دقیقا سرزمین مولانا، خواجه عبدالرحمان جامی و خواجه عبدالله انصاری است که از هنرمندان و ادیبان و عرفای بزرگی هستند که انسان را در این سده‌ها دعوت به انسان کرده‌اند؛ چیزی که ممکن است در این جلد و پوست و تن یافت نشود!

جلالی جوانی دانش آموز است که در خواب سیاه مویی را می‌بیند که به او نامش را می‌گوید و طوری رفتار می‌کند تا دلبسته اش شود... پس از خواب نیز این جستجوگری ادامه دارد تا اینکه او را می‌بیند، با دیدنش از هوش می‌رود و این عاشق شدن اتفاق می‌افتد اما در خواستگاری خانوادۀ سیاه‌موی با این وصلت مخالفت می‌کنند... او پریشان می‌شود و برای گریز از این اتفاق ناگوار از غور به شهرهای کابل، سمرقند و بلخ سفر می‌کنند که زیبارویان این شهرها را ببیند و آن عشق از سرش بپرد، اما در این سفر درمی‌یابد که هیچ چیزی نمی تواند جای سیه موی را برایش پر کند... از سفر برمی گردد و دوباره به خواستگاری می رود و به اصرار او بالاخره خانواده سیه‌موی به این وصلت تن درمی‌دهند... نُه ماه بعد جلالی به دلیل بیماری در بغل سیاه‌موی جان می دهد و می‌میرد!

این داستان عاشقانه و پر فراز و نشیب با پایان تلخ و تراژیکی تمام می‌شود؛ آنچه ما دیده‌ایم با کمی دخل و تصرف می‌توانست از بار نمایشی بهتری برخوردار شود و جلوه‌گری شخصیت‌ها با ویژگی‌های بارزتری ما را منقلب کند تا اینکه بخواهیم به ناچار کاستی‌های نمایش را تحمل کند و یا شیوۀ تک سویه نمایش را با ترانه خوانی‌ها و به اصطلاح دوبیتی خوانی‌های جلالی سر کنیم. در حالیکه خود سیاه موی نیز جای بسیار داشت که در این نمایش دیالوگ‌هایی داشته باشد که ما بیشتر این بانوی گرم و لطیف را احساس کنیم که سرمنشا بسیاری اتفاقات ناب است و یک مرد را دگرگون کرده و او را از حالت عشق مجازی تا بیکرانه های جذب عشق حقیقی پیش می‌برد... این پویایی مسیر و درک معرفت باید از آن منظر نیز بازنمایی شود که بر باور مخاطب در درک عشق بیفزاید.

تکنیکی که در نمایش «سیه موی و جلالی» به کار رفته با همه بضاعت اندک شباهتی نزدیک به کارهای بهروز غریب پور دارد و با آنکه حس می شود عروسک‌ها (با طراحی مشترک فاطیما آیریک و علی مومنی) به درستی ساخته شده‌اند اما هنوز در پرداخت نیازمند افزوده‌هایی هستند و همچنین گروه  بازی‌دهندگان عروسک (لطیف رازبان، اسدالله وفا، شاه حسین مظاهری، حیدر عرفان، فاطیما آیریک، اودریا آذرنوش، قدریا آذرنوش) هنوز توان کافی را در به کارگیری آنها ندارد و باید که هنوز تحت تعلیم باشند یا با تمرین و استمرار و تداوم کارهای بعدی بتوانند بر میزان این توان‌مندی بیفزایند که از پس یک اجرای اپرای عروسکی ماریونت به نحو مطلوب و کارآمد برآیند. به هر تقدیر ساخت 5 عروسک با ویژگی‌های ظاهری متفاوت نیز امکان تولید نمایش عروسکی را برای آنان فراهم ساخته است چنانچه عروسک دلقک و پدر نیز از رنگ و لعاب و امکان نمایشی متفاوتی نسبت به عروسک جلالی، سیه موی و زن موثر بر جلالی برای رفتن به سوی سیر و سلوک و درک معرفت و حقیقت دارند. همچنین در این اجرا سعی شده بود علاوه بر دو گاری اسبی برای رفت و آمد آدمها به عنوان وسایل صحنه از یک بک‌گراند برای پخش ویدئوی مکان‌های مختلف استفاده شود. البته در صحنۀ ابتدایی و پایایی یک تخت چوبی ساده که بستر خواب و بیماری جلالی هست وجود دارد و به جای پنجرۀ ارسی و مشبک‌نمای آن پخش می شود و بعد برای معرفی فضای ده و سفر از نقاشی‌هایی در بک گراند استفاده می‌شود و حتی برای شناسایی شهر غور از فیلم واقعی آنجا بهره گرفته می‌شود و در کل این تکنیک می‌تواند یاری‌گر کلیت فضاسازی‌های لازم یک اجرای این چنینی باشد.

 

شاید مهمترین اتفاق در این اجرای «سیه موی و جلالی»، موسیقی (آهنگسازی مهدی افشار) و دوبیتی خوانی هایی باشد که برگرفته از اشعار این شاعر بلندآوازۀ افغانستانی است که به درستی از میان بیش از 1700 دوبیتی گزینش شده اند و معرف حال و هوای او از زمان عاشقی تا وصال و حتی بیماری و آمادگی اش برای پذیرش مرگ است.

 

سیاه‌موی ای سیاه خال جلالی
یقین برگشته اقبال جلالی
نفس بالامده برلب رسیده
فرو ریخته پر و بال جلالی

معرفی و نقد
IMAGE پاسخ به مهمترین سوال کودکان روی صحنه تئاتر؛ «از کجا اومدیم؟»
کارگردان نمایش «از کجا اومدیم؟» معتقد است موضوع این نمایش یکی از مهمترین سؤالات...
IMAGE نقد «کچل کفترباز»
  با حضور اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر؛ نمایش عروسکی «کچل کفترباز» اثر آزاده...
IMAGE نقدی بر نمایش «سیه موی و جلالی» به نویسندگی و کارگردانی محمد آیریک (کاوه آیریک) از افغانستان
عاشقی کردن یا به لطافت انسان رسیدن رضا آشفته   شبیخون زد بجانم لشکر عشق بدیدم...
گفتگو
IMAGE «مبارک» و «سیاه» در خارج ارج دارند و اینجا نه
  سیاه‌باز باسابقه با مهر مطرح کرد؛!«مبارک» و «سیاه» در خارج ارج دارند و اینجا...
IMAGE آزاده انصاری: «کچل کفترباز» برای لذت بردن خانواده‌ها است
  کارگردان نمایش «کچل کفترباز» که این روزها در سالن گلستان مرکز تئاتر کانون پرورش...
IMAGE تئاتر، روابط اعضای خانواده را صمیمی‌تر می‌کند
      کارگاه‌های تخصصی تئاتر و بازی‌گری ویژه‌ی نوجوانان به جایگاهی برای تمرین...
IMAGE حسن دادشکر در گفتگو با مهر: کل تئاتر به سمت گیشه رفته است/ شیوع فرهنگِ بازاری
حسن دادشکر معتقد است تئاتر ایران به سمت فروش گیشه سوق داده شده و به جای فرهنگسازی،...
IMAGE کارگردان نمایش «شگفتی» : زندگی بچه‌ها را روی صحنه آوردیم
الکا هدایت کارگردان نمایش «شگفتی» درباره این نمایش که هم‌زمان با هفته‌ ملی کودک...